سرزمین اهورایی

ایران سرزمین اسطوره های گمنام

من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی‌کند. نه ابرو درهم می‌کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایه‌بان دیگران است
 من یک لر ِ بلوچ ِ کردِ فارسم، یک فارس‌زبان ترک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکایی ِ آسیایی‌ام، یک سیاه‌پوستِ زردپوستِ سرخ‌پوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می‌کنم. من انسانی هستم میان انسان‌های دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین، که بدون حضور دیگران معنایی ندارم
 ترجیح می‌دهم شعر شیپور باشد، نه لالایی!!
 

احمد شاملو

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391 | 21:21 | محمد | |


برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: عکس های دیدنی, دانشکده بهداشت یاسوج
ادامه مطلب
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 23:41 | محمد | |

سرد و بی سرپناه

برف و سوز سرما

سوزش و زوزه ی باد و صدای شب

شب گنگ،شب بی مفهوم

شبِ بی سرنجام،شبِ بی پایان

نفس هایِ محبوس در تیرگیِ راهها

راه هایِ پیچ در پیچ و گردنه های نا امن

آسمان سوراخِ تهی شده از عدالت،در شب هایِ تیرگی و تردید

اضطراب قلب های ناآرام!

ریزش بی پایانِ گناه!!

و صدا...

صداهای گنگ و نامفهوم

پنجره های بسته

شهرهای متروک از عشق

فریادهایِ ناشی از خالی شدن

کوچ پرستوهایِ عاشق...

و حکومتِ کلاغ ها و جغدها

بر خرابه هایِ خالی از انسانیت

بیابان روح فراموش شده زمین

آسمان حجم تهی شده از هستی...


برچسب‌ها: شب
پنجشنبه چهارم اسفند 1390 | 23:33 | محمد | |

اينجا شب هميشگي است

و طلوع خاطره اي مشوش از روزهاي سبز كودكي ام!!

اينجا همه چيز مسموم است !

حتي نفسهايم!!

تكرار...تكرار...تكرار...

چقدر از تكرار بيزارم!

روزي رسيده است كه ديگر به اين جسم مكرر نيازم نست!!

رهايم كن!!

رهايم كن!تا در ظلمات حيات به هستي خود مهر سكوت بنشانم!!

سكوت...سكوت...سكوت...

سكوتي كه سنگيني اش روحم را رنجور كرده است!!

در "خود" سقوط كردم

و به "هيچ" قانع نشدم!!

تا از اين گذرگاه پر آشوب بي خطر بگذزم

افسوس...سرگردان ماندم ميان "بودن" و "رفتن" ...

اينجا چقدر واژه ها غريبند!!

دوستي مي گفت:هر كه مي ميرد ،سهم اكسيژنش تمام مي شود!!!

و من هميشه با خود كبسول اكسيژن دارم!!!

فصل ها به تكرار مي رسند و آدمها به انتها...

چه فصلي؟!!

آنجا كه زردي يك درخت از حقيقت بهار دورم كرد...

ديگر چگونه به انتظار بنشينم

كجاي اين عبور چادر بزنم

و به كوچ خويش خيره شوم!!

تلخي لبخندهايم را با كه قسمت كنم...؟



یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 | 13:22 | محمد | |

اصغر فرهادی

گلشیفته فراهانی

خانه سینما

اینترنت ملی-اینترنت استانی-اینترنت خانواده-بی خیالِ اینترنت‌ اینترنت میخوایم چیکار!!!!!!!!!!

دلار آمریکا

ریال ایران 

سکه طلا

تحریم نفت

تنگه هرمز

همه چی آرومه ما چقد خوشبختیم

 

 

 

دوشنبه سوم بهمن 1390 | 17:26 | محمد | |

عضویت در فیس بوک حرام است!!!

فتوای پر محتوای یک مرجع تقلید!!!!!لابد میخواد پا جای پای میرزای شیرازی بزاره!!!

من همین فردا عضو میشم!

چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 | 10:31 | محمد | |

خدا را شکر ما دیگر فقیر نیستیم!!!

دیروز پزشک آبادی گفت:چشم های پدرم پر از آب مروارید است!!!!!!

"حسین پناهی"

شنبه چهاردهم آبان 1390 | 16:47 | محمد | |

ایمان بیاوریم

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل

به داس های واژگون شده ی بیکار

و دانه های زندانی .

نگاه کن که چه برفی میبارد....

"فروغ"

شنبه بیست و ششم شهریور 1390 | 20:46 | محمد | |

سلام دوستان...2شب پيش كه بعد مدتها زود خوابيده بودم حدود ساعت 3 از خواب بيدار شدم!! آبى نوشيدم و دوباره به رختخواب رفتم!!اما خوابم نبرد...يه مرتبه حس كردم بايد بنويسم!منم كه هميشه كاغذ و خودكارم در دسترس!!همينطورى كه زير پتو بودم شروع كردم به نوشتن!ببخشيد اگه درهم نوشتم و ساختار خاصى نداره!چون همه رو بى مرتب كردن در ادامه مطلب آوردم!!! شما هم بخونيد!!


ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 | 19:2 | محمد | |

من در تو می ریزم

همچون برگی در واپسین روزهای خزان

چه زیباست زیستن در تو...

از طناب خاطره ها خود را آویختم

تا به تو برسم!!

ای شکوه خاطرات تنهایی ام

 


ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 | 18:36 | محمد | |

www . night Skin . ir